تبليغاتX
دل نوشته هاي قاصدك

گاهی حجم دلتنگیهایم آنقدر زیاد می شود که دنیا با تمام وسعتش برایم تنگ می شود...

یابن الحسن! کی می آیی که کران تا بی کران دلم را برایت چراغانی کنم و چشمانم را فرش قدومت کنم؟

بیا و مرا زائر شهر قاصدکها کن...

فریاد را حبس می کنم و به سکوت اجازه ی حضور می دهم...

آقاجان کجایی؟!چرا دیگر صدای یابن الحسن گفتنهایم را نمی شنوی؟


 

نوشته شده توسط قاصدک در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ساعت موضوع | لینک ثابت


الهی و ربی من لی غیرک!!

خداوندا گله دارم 

سکوت را انتخاب میکنم برای فریاد زدنم

و زندگی را به اجبار می گذرانم

خداوندا گله دارم

برای آنچه که می بینم اما نمی توانم کاری بکنم

قفل غمها را با کدامین کلید از روزگار بگشایم

خداوندا گله دارم

ز این روزگار

ز تاریکی

ز غمها

ز شادی ها

ز انسانها

ز خود نیز من گله دارم


 

نوشته شده توسط قاصدک در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ساعت موضوع | لینک ثابت


هو الرحمان

بعضی وقتا از خودم می پرسم: مگه من چه گناهی کردم که

خداوندچینین مشکلی سر راه من قرار داد ؟

برای پاسخ به این سوال یک مثال جالب می زنم :

یک روز دختری که از درس جبر نمره نیاورده بود، قلبش شکسته شده بود و بهترین دوستش هم او را ترک کرده بوده به مادرش گفت : همش اتفاق های بد می افته !
مادر که در حال کیک پختن بود از او پرسید که آیا کیک دوست دارد ؟

و دخترک جواب داد : البته من عاشق دست پخت شما هستم !

مادر مقداری روغن مخصوص شیرینی پزی به او داد

دخترک گفت :اه...! حالم را به هم می زنه !
مادر تخم مرغ خام پیشنهاد کرد ،و دختر گفت : از بوش متنفرم !

این بار مادر رو به او کرد و پرسید: با کمی آرد چطوری ؟

و دختر پاسخ داد که از آن همه بدش می آید .

مادر با چهر ای مهربان و متین رو به دخترش کرد و گفت : بله شاید مهمه اینها به تنهای  به نظرت بد بیایند ولی وقتی آنها را به اندزه و شیوه مناسب با هم مخلوط کنی یک کیک خیلی خوشمزه خواهی داشت .

خداوند نیز این چنین عمل می کند .
 
ما خیلی وقتها از پیشامدهای ناگوار از پروردگارمان شکایت می کنیم در حالی که فقط اومی داندکه این موقعیت ها برای آمادگی در مراحل بعدی زندگی لازم است و منتهی به خیر می شوند .

باید به خداوند توکل کرد و اطمینان داشت که همه این موقعیت های به ظاهر نا خوشایند معجزه می آفرینند.

مطمئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد چون در هر بهار برایت گل می فرستد وهر روز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند .

پروردگار هستی با اینکه می تواند در هر جای از دنیا باشد قلب تو را انتخاب کرده و تنها اوست که هر وقت بخواهی چیزی بگویی گوش می کند .

برگرفته از ویلاگ یک دوست


 

نوشته شده توسط قاصدک در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ساعت موضوع | لینک ثابت


شعري از سهراب سپهري

شب سردی است ، و من افسرده.

راه دوری است ، و پایی خسته.

تیرگی هست و چراغی مرده.

می كنم ، تنها، از جاده عبور:

دور ماندند ز من آدم ها.

سایه ای از سر دیوار گذشت ،

غمی افزود مرا بر غم ها.

فكر تاریكی و این ویرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز كند پنهانی.

نیست رنگی كه بگوید با من

اندكی صبر ، سحر نزدیك است:

هردم این بانگ برآرم از دل :

وای ، این شب چقدر تاریك است!

خنده ای كو كه به دل انگیزم؟

قطره ای كو كه به دریا ریزم؟

صخره ای كو كه بدان آویزم؟

مثل این است كه شب نمناك است.

دیگران را هم غم هست به دل،

غم من ، لیك، غمی غمناك است.


 

نوشته شده توسط قاصدک در پنجشنبه پنجم خرداد 1390 ساعت موضوع | لینک ثابت


شعری از استاد شهریار

آمـدي، جـانـم بـه قـربـانـت ولــي حـالا چـرا           بي وفـا حـالا کــه من افـتــاده ام از پـا چـرا

نوشـدارويي و بعـد از مرگ سهـراب آمدي             سنگدل اين زودتر مي خــواستي، حالا چـرا

عـمر ما را مهلت امروز و فرداي تو نيست               من که يک امروز مهـمـان توام، فـردا چـرا 

نـازنـيـنا مـا بـه نـاز تـو جـوانـــي داده ايــم              ديگـر اکنون با جوانان ناز کـن، بـا مـا چـرا

وه کـه بـا ايـن عـمرهـاي کـوتـه بي اعـتبار             اين همه غافل شدن از چون مني شيدا چـرا

شورفرهادم به پرسش سر بزير افکنده بود            اي لـب شـيـرين جـواب تـلخ سربالا چـــرا

اي شب هجران که يکدم در تو چشم من نخفت      اين قدر با بخت خواب آلود من، لالا چـرا

آسمان چـون جمع مشتاقان پريشان مي کند         در شگـفـتم من نمي پاشد ز هـم دنــيـا چـرا

در خـزان هـجر گـل اي بلبل طبع حــزين                 خامُـشي شـرط وفـاداري بـود، غـوغـا چـرا

شهـريارا بي حبـيب خود نمي کردي سفر                  اين سفـر راه قـيامت مي روي، تـنهـا چـرا


 

نوشته شده توسط قاصدک در دوشنبه دوم خرداد 1390 ساعت موضوع | لینک ثابت


سخنان طلایی مولا علی (ع)

ای انسان! چه چیز تو را بر گناه جرات داده؟ و در برابر پروردگار مغرور ساخته؟ و بر نابودی خود علاقمند کرده است؟ آیا بیماری تو را درمان نیست؟ و خوابزدگی تو بیداری ندارد؟ چرا آنگونه که به دیگران رحم میکنی، به خود رحم نمیکنی؟ چه بسا کسی را در آفتاب سوزان میبینی بر او سایه میافکنی یا بیماری را بنگری که سخت ناتوان است، از روی دلسوزی بر او اشک میریزی، چه چیز تو را بر بیماری خود بی تفاوت کرده؟ و بر مصیبتهای خود شکیبا و از گریه بر حال خویشتن باز داشته است؟پس سستی دل را با استقامت درمان کن، و خوابزدگی چشمانت را با بیداری برطرف کن، و اطاعت خدا را بپذیر، و با یاد خدا انس گیر، و یاد آر که تو از خدا روی گردانی و در همان لحظه او روی به تو دارد، و تو را به عفو خویش میخواند، و با کرم خویش میپوشاند.

نهج البلاغه خطبه 214

التماس دعا


 

نوشته شده توسط قاصدک در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 ساعت موضوع | لینک ثابت


خدا كند كه بيايي

سلام آقاجان...سلام مولاي من...كجايي آقا!!!دلمان خون شد بس كه نيامدي و درد كشيديم.

مهدی جان !

دردهای زیادی است که به آنها وعده داده ام با آمدنت علاج می شود. جمعه ها دم غروب وقتی آسمان از اندوه نیامدنت دوباره مثل صدها سال دیگری که خون گریسته است اشک سرخ می بارد به خود می گویم :

                          " آقایم باز هم نیامد....."                    


 

نوشته شده توسط قاصدک در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 ساعت موضوع | لینک ثابت


مناجات

هو الرحمان

خدايا از اعماق وجودم تو را صدا مي زنم و از تو ياري مي خواهم اي رحمت كننده و اي گشايشگر.

خدايا كمكم كن هو را به خاطر خودت دوست داشته باشم،نه به خاطر خودم و نه به خاطر ترس از عذاب آخرت.

الهي راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.

الهي چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گويم كه خرد مدهوش و بيهوش است.

الهي ما همه بيچاره ايم و تنها تو چاره اي و ما همه هيچكاره ايم و تنها تو كاره اي.

الهي اگدچه درويشم ولي داراتر از من كيست كه تو دارايي مني.

الهي از من آهي و از تو نگاهي.

الهي تو را دارم چه كم دارم پس چه غم دارم.

الهي تا تو لبيك نگويي كجا من الهي گويم؟

توسل به حضرت زهرا(س)

از شهيد عبدالحسين برونسي خواستم خاطره اي بگويد.گفت:توي يكي از عمليات كار گره خورده بود،حجم آتش دشمن سنگين بود.شايد همين باعث شد تا تمتم گردان كپ كنند.هر چه از بچه ها خواستم بلند شوند،فايده نداشت.انگار چسبيده بودند به زمين.لحظه ها لحظه هاي حساسي بود.اگر معطل مي كرديم،ممكن بود بچه ها توي محورهاي ديگر هم موفق نشوند.متوسل شدم به بي بي دو عالم سلام الله عليها.با تمام وجود از حضرت خواستم كمكم كنند.در آن تاريكي سب،و در آن بي چارگي محض،يك دفعه هكري به ذهنم افتاد.رو كردم به بچه ها با ناراحتي گفتم:فقط يك آرپي جي زن از بين شما بلند شود با من بيايد،ديگه هيچ كدومتون رو نمي خوام.يكي از آرپي چي زن ها بلند شد.محكم و قاطع گفت:من ميام.به چند لحظه نكشيد يكي ديگر مصمم تر از او بلند شد و پشت بندش يكي ديگر.تا آمدم به خودم بيايم تمام گردان بلند شده بودند.

براي من حقير هم دعايي كنيد...نيازمندم

التماس دعا


 

نوشته شده توسط قاصدک در شنبه بیست و دوم آبان 1389 ساعت موضوع | لینک ثابت


اللهم صلعلی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

بسم رب الشهدا

اين پست را با خلوص نيت هديه مي كنم به پيشگاه مقدس امام زمان ارواحنا فداه

كاش گفتن و شنيدن از تو سهم همه ثانيه هايمان باشد و ياد آوريت همه دقايقمان را پر كند و خدمت به تو انگيزه حركتهايمان شود.

كاش دستمان جز به دعا براي تو به آسمان نرود.

كاش در اصرار به دعا مانند امور دنيوي،براي آن وجود نازنين هم زود دست از دعا برنمي داشتيم!

كاش فقط محض خود حضرت،نه براي حوائج خويشتن ندبه كنيم...

كاش حال و هواي هميشه دلمان به رنگ نيمه شعبان باشد...

آقا بيا تا زندگي معنا بگيرد

جان عالم بر لب آمد اي خدا مهدي نيامد

                                                   ديده پرخون شد جدا و دل جدا مهدي نيامد

بزم انس ما ندارد بي حضور او صفايي

                                                   عيد ما رنگ عزا دارد چرا مهدي نيامد

هرچه گفتم يابن طاها يابن ياسين يابن احمد

                                                  العجل يابن نبي المصطفي مهدي نيامد

انشاءالله حتي لحظه اي از دعا براي فرج امام زمانمان غافل نشويم و اميد است با خواندن دعاها(خصوصا دعاي گرانقدر جوشن كبير كه توصيه آقا امام زمان مي باشد) مرحمي بر دل حضرت ولي عصر(عج) و نزديك تر شدن ظهور آن حضرت باشيم.

التماس دعا


 

نوشته شده توسط قاصدک در دوشنبه ششم اردیبهشت 1389 ساعت موضوع | لینک ثابت


سلام بر حسین(ع)

خطاب به مولايمان و صاحبمان حضرت ولي عصر(عج):اي سيد و مولاي ما،ما آنچه بايد بكنيم انجام مي دهيم.آنچه بايد گفت را هم گفتيم و خواهيم گفت.من جان ناقابلي دارم جسم ناقصي دارم اندك آبرويي هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داده ايد همه اينها را من كف دست گرفته ام در راه اين انقلاب و در راه اين اسلام فدا خواهم كرد اينها هم نثار شما باشد.سيد و مولاي ما دعا كن براي ما.صاحب ما توئي صاحب اين كشور توئي صاحب اين انقلاب توئي پشتيبان ما شما هستيد و ما اين راه را ادامه خواهيم داد با قدرت هم ادامه خواهيم داد. در اين راه ما را با دعاي خود و با حمايت خود و با توجه خود پشتيباني بفرما.

                                                                    (از فرمايشات رهبر معظم انقلاب-29 خرداد 1388)

جانم فداي رهبر

سلام عليكم

ممنون از همه دوستان كه وبلاگ من را فراموش نكرده اند و از نظرات و سخنان با ارزششون من را بي نصيب نمي گذارند.برادر بزرگوارم آقا مقداد عزيز ممنون از حضورتان در وبلاگ و پيشنهادتان و لطفتان به وبلاگ بنده.ايام محرم و شهادت سيد و سالار شهيدان آقا ابا عبدلله الحسين(ع) و هفتاد و دو تن از يارانشان را به همه شما عزيزان تسليت عرض مي نمايم و زيارت اين امام عزيز در اين دنيا و شفاعت اين امام بزرگوار در روز قيامت را از خداوندسبحان برايتان خواستارم.

 آقاجان بي تابي ما را به آن درجه برسان كه ياران واقعي شما باشيم.

 التماس دعا

يا حق


 

نوشته شده توسط قاصدک در سه شنبه یکم دی 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت


الهی و ربی من لی غیرک!

بسم  رب المهدي(عج)

 

مهدي جان!شيطان را از ذهن من دور كن تا عبوديتم كامل شود و مطيع اوامر شما باشم.

افكار من را قوي كن تا از وسوسه هاي شيطان نجات يابم و يادت را در دل من چون آتش شعله ور كن نه مثل شمعي كه سوسو مي زند و با هر نسيمي و دسيسه اي خاموش شود.

امام خوبان وقتش رسيده كه بيايي،همه دست بر دعا برداشتيم.

چهل روز دعاي عهد خوانديم با تو عهد بستيم و هر روز عهد تازه من و تو با صداي غريبانه ترا طلبيديم و در جست و جوي تو هر روز پر كشيديم.

مهدي جان!اگر بازهم سالها در غربت باشيم عهد من وتو هر روز افزون تر مي شود و گام هايمان پر اميد تر و همه منتظريم كه زودتر بيايي!

آقاجان!به من نظري كن كه آنگونه كه شما مي پسنديد خود را بسازم كه از ياران شما باشم و اين لياقت را به من بده كه در دغدغه هاي زندگي،شما بالاترين اين دغدغه ها باشيد و فقط شما باشيد و ياد شما و دعا براي شما

از اعماق قلبم بارها و بارها مي گويم دوستت دارم و افتخار مي كنم كه مسلمانم و چنين امام خوبي دارم.

آقاجان بي تابي ما را به آن درجه برسان كه ياران واقعي شما باشيم.

 

 يك نفر دلش شكسته بود توي ايستگاه استجابت دعا منتظر نشسته بود ولي دعاي او دير كرده بود او خبر نداشت كه دعاي كوچكش توي يك چارراه آسمان پشت يك چراغ قرمز شلوغ گير كرده بود.

او نشست و باز هم نشست.روزها يكي يكي از كنار او گذشت!

با خودش فكر كرد:پس دعاي من كجاست؟او چرا نمي رسد؟

پس بلند شد رفت تا به آن دعا راه را نشان دهد.

پس چراغ چارراه آسمان سبز شد رفت و با صداي رفتنش كوچه هاي خاكي زمين و جاده هاي كهكشان سبز شد.

او از اين طرف و دعا از آن طرف در ميان راه باهم آن دو روبرو شدند دست توي دست هم گذاشتند و صميمانه گرم گفتگو شدند.

برف ها كم كم آب مي شوند،شب ذره ذره آفتاب مي شود و دعاي هر كس رفته رفته توي راه مستجاب مي شود.

تقديم به آنان كه تا آخرين لحظه در ايستگاه استجابت دعا مي مانند.

 

من حقير را از دعاي خيرتان محروم ننماييد.

التماس دعاي مخصوص

يا حق


 

نوشته شده توسط قاصدک در سه شنبه هفدهم آذر 1388 ساعت موضوع | لینک ثابت


بمیرم برای غریبی مهدی فاطمه(س)

بسم رب الحسين(ع)

كنتم خير امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تومنون بالله(سوره مباركه آل عمران/آيه 110):شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم پديدار شده ايد كه به كار پسنديده فرمان مي دهيد و از كار ناپسند باز مي داريد و به خدا ايمان داريد.

سلام بر شما خوبان

عذاداريهاتون مقبول درگاه احديت و ذخيره آخرت انشالله.

هميشه اين سوال رو از خودم پرسيدم كه اگه من اون زمان در بين مردم كوفه بودم چي كار مي كردم؟منم بيعت مي شكستم يا امام رو ياري مي كردم؟

ميگم خب معلومه هيچ وقت آقا رو تنها نمي ذاشتم،اما ته دلم ميگم واقعا تنهاش نمي ذاشتم؟عميق تر كه فكر مي كنم مي بينم هيچ تفاوتي با كوفيان ندارم چرا كه راه امام حسين(ع) رو دنبال نكردم.وقتي محرم مي رسه همه برا آقا گريه مي كنيم مثل مردم كوفه.چرا كه اونها هم بعد از اينكه امام رو مظلومانه به شهادت رسوندن برا آقا گريه كردند.چرا مي گم راه امام حسين رو نرفتم و تفاوتي با كوفيان ندارم؟چون خيلي خوب مي دونم كه اهداف امام حسين امربه معروف و نهي از منكر و زنده نگه داشتن اسلام و برپايي نماز بود.اما هميشه از اينكه مورد سرزنش قرار بگيريم نتونستيم امر به معروف كنيم.وقتي اين همه بي حجابي و بي عفتي و بي بند و باري رو تو جامعه امون داريم و نمي تونيم كاري بكنيم مي بينم هيچ فرقي با كوفيان نداريم چرا كه قلب نازنين ولي عصر(عج) رو پر از خون مي كنيم.مثل مردم كوفه شديم حرفمون با عملمون يكي نيست.

مي خواي يه چيزي بگم كه دلت بسوزه برا غريبي آقا امام زمان(عج):

محبي به كربلا مشرف مي شوند،مي گه رفتم داخل حرم امام حسين(ع) شروع كردم به زيارت بعد زيارت نشستم تا با آقا درد دل كنم.آقا رو قسمش دادم به پهلوي شكسته مادرشون فاطمه زهرا(س) بهش گفتم آقا مي گن هر كي تو حرم شما دعا كنه مستجاب مي شه منم ازتون مي خوام كه جمال زيباي مهدي فاطمه رو ببينم.مي گه زجه زدم و قسمش دادم.يهو ديدم ميوه دل زهرا كنارم ايستاده.فرمود:چي كار داري با ما؟چرا هي قسم ميده به جان مادرم؟ميگه:گفتم آقاجانم از شما گله دارم؟يوسف فاطمه چرا در فرجتون تعجيل نمي كنيد؟شيعيان و محبان و منتظران و سربازانتون بي تابند كه شما ظهور كنيد.مي گه ديدم آقا سر نازنينشو پايين انداخت و آرام گريه كرد.گفتم قربانتان شوم چرا گريه مي كنيد؟فرمود:شيعيان ما،ما رو دوست ندارند.گفتم اين همه نوحه خوان داريم اين همه گريه كن داريم چرا مي گين دوستون نداريم؟فرمود:بيا دنبالم.

راه افتادم پشت سر آقا وارد حرم اباعبدالله الحسين شديم كنار ضريح شش گوشه،فرمود ببين يكي مي گه:خدا مريضم و شفا بده،اون يكي ميگه:خدا بچه بهم عنايت كن،خدا قرضم و ادا كن و...

ديدم گريه آقا بلندتر شد و فرمود:ديدي بهت گفتم اينها ما رو دوست ندارند،ميان اين همه شيعه يكي نمي گه خدا فرجشو نزديك كن!

به شيعه ها بگو اگه به اندازه يك ليوان آب منو مي خواستيد اين همه فرجم به تاخير نمي افتاد.

 خوش به حال اونها كه صداشو مي شنوند،جمالشو مي بينند

خوش به حال اونها كه آقا پروندشونو مي خونه و لبخند رضايت مي زنه

خوش به حال اونها كه شبانه روز مهدي فاطمه براشون دعا مي كنه.

بدا به حال من بيچاره كه وقتي آقا نگاه به پرونده ام ميكنه اشكش جاري مي شه و بدنش به لرزه در مياد و مي فرمايد:تو ديگه چرا؟!چرا با گناه تازيانه بهم مي زنيد آي شيعه ها!!!!

 اللهم عجل لوليك الفرج

تو رو خدا اگه دلت لرزيد و اشك تو چشمهات برا غريبي مهدي فاطمه حلقه زد يادت نره كه با همون دل شكسته ات براي فرج آقا دعا كني.

التماس دعا:محب رضا(ع)


 

نوشته شده توسط قاصدک در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


بسم الله الرحمن الرحيم

 بخش هايي از تفسير سه آيه اول سوره مباركه بقره از كتاب تفسير نور تاليف حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ محسن قرائتي

نكته ها:

درباره حروف مقطعه،اقوال مختلفي گفته شده است،از جمله:

1-قرآن،معجزه الهي از همين حروف الفبا تاليف يافته كه در اختيار همه است،اگر مي توانيد شما نيز از اين حروف،كلام معجزه آور بياوريد.

۲-اين حروف،نام همان سوره اي است كه در ابتدايش آمده است.

3-اين حروف اشاره به اسم اعظم الهي دارد.

4-اين حروف سوگند و قسم الهي است.

5-اين حروف از اسرار بين خداوند و پيامبر است.ومطابق روايات رموزي است كه كسي جز خداوند نمي داند.

اما شايد بهترين نظر همان وجه اول باشد.زيرا در ميان صدو چهارده سوره قرآن،كه 29 سوره آن با حروف مقطعه شروع مي شود،در بيست و چهار مورد بعد از اين حروف،سخن از قرآن و معجزه بودن آن است.چنانكه در اين سوره به دنبال الم،ذلك الكتاب آمده و به عظمت قرآن اشاره شده است.

آيه 2-ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتقين

آن كتابي است كه در حقانيت آن هيچ ترديدي نيست،راهنماي پرهيزگاران است.

نكته:

لاريب فيه يعني در اينكه قرآن از سوي خداست،شكي نيست.زيرا مطالب آن به گونه اي است كه جايي براي اين شك و ترديد باقي نمي گذارد و اگر شكي در كار باشد،به خاطر سوءظن و روحيه لجاجت افراد است.چنانكه قرآن كريم در سوره توبه/45 مي فرمايد:آنان در شكي كه خود ايجاد مي كنند،سر در گم هستند.هدف قرآن هدايت مردم است و اگر به مسائلي از قبيل خلقت آسمان ها و زمين و گياهان و حيوانات و...اشاره كرده به خاطر آن است كه توجه مردم به آنها،موجب توجه به علم و قدرت و حكمت خداوند گردد.تنها افراد پاك و پرهيزگار از هدايت قرآن بهره مند مي شوند.هركس كه ظرف دلش پاكتر باشد،بهره منگيري و نورگيري او بيشتر است.

آيه 3-الذين يومنون  بالغيب و يقيمون الصلوه و مما رزقناهم ينفقون

نكته:

قرآن هستي را به دو بخش تقسيم مي كند:عالم غيب و عالم شهود.متقين به كل هستي ايمان دارند،ولي ديگران تنها آنچه را قبول مي كنند كه برايشان محسوس باشد.حتي توقع دارند كه خدا را باچشم ببينند و چون نمي بينند نمي خواهند به او ايمان آورند.چنانكه برخي به حضرت موسي گفتند:ما هرگز به تو ايمان نمي آوريم،مگر آنكه خداوند را آشكارا مشاهده كنيم.متقين نسبت به عالم غيب ايمان دارند،كه برتر از علم و فراتر از آن است.در درون ايمان،عشق،علاقه تعظيم،تقديس و ارتباط نهفته است ولي در علم اين مسائل نيست.ايمان از عمل جدا نيست.در كنار ايمان به غيب،وظايف و تكاليف عملي مومن بازگو شده است.(يومنون...يقيمون...ينفقون)
برگزاري نماز بايد دائمي باشد نه موسمي و مقطعي.

 تفسير قرآن كريم كار ساده و آساني نيست و نبايد در احكام و دستورات الهي چرا و مگر مي شود آورد.خودمون قرآن رو تفسير نكنيم،مطالعه كتابهاي اين عزيزان بزرگوار پاسخ به همه سوالاتمون خواهد بود.چرا كه افرادي هستند كه با روحيه لجاجت پذيري دينشون رو از دست دادند.افكار و اعتقادات شخصي خودمون رو داخل دين و قرآْن نكنيم.

پروردگارا!ما را در صراط مستقيم ثابت قدم فرما

اميدوارم مطالبي كه نوشتم سوالات دوستان رو بر طرف كرده باشه.

و در آخر،مولا علي(ع) مي فرمايند:خداوند دلي را كه ظرف قرآن است عذاب نمي كند.

التماس دعا


 

نوشته شده توسط قاصدک در سه شنبه هفتم آبان 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


روزی خواندن نیم حزب قرآن بیشتر از ده دقیقه وقت انسان رو نمیگیره!

همراهي با قرآن

رسول خدا(ص) فرمود:

قرآن بياموزيد زيرا روز قيامت نزد خواننده خود آيد صورت جواني زيبا و خوش سيما.

پس قرآن به او مي گويد:منم كه شب تو را بي خواب كردم و روزهاي گرم تو را به تشنگي كشيدم و آب دهانت را خشك كردم و اشكت را روان ساختم،هرجه بروي با تو مي آيم و هر تاجري در فكر تجارت خود به انتظار سود است و امروز نيز من براي تو و به نفع تو هستم.

پس بشارت باد بر تو كه به زودي كرامتي از سوي خداوند -عزوجل- به تو مي رسد.

پس تاجي برايش آورند و بر سر نهند و برگ امان به دست راستش و سند ماندگاري در بهشت را به دست ديگرش دهند و دو جامه بهشتي به او بپوشانند.

سپس به او گفته شود:بخوان و بالا برو

پس هرگاه آيه اي بخواند،درجه اي بالا رود و به پدرومادر او هم اگر مومن باشند دو جامه پوشند و به آنها گويند:اين مزد آن كه قرآن به او آموختيد.

 سلام عليكم بما صبرتم

از اينكه توفيق پيدا كردم تا براي دوستان عزيزم مطالبي رو بنويسم خيلي خوشحالم.

راستش اين روزها سرم خيلي شلوغه و فرصت نمي كنم به وبلاگ شما عزيزان سر بزنم،خيلي شرمنده.

توي وبلاگ يه برادري يه مطلبي رو خوندم كه خيلي به دلم نشست:

من و تو نبوديم!

كي؟

آن زمان كه قرار بود از كوير عدم به دشت وجود پا نهيم

نمي دانم چه شد كه ناگاه پروردگار عالم به فرشتگاني كه از جنس لطافت و پاكي بودند فرمود:

اني جاعل في الارض خليفه(سوره مباركه بقره/آيه 30)

و ما آدميان با آدم عليه السلام وجود يافتيم و همه ملائكه به تعظيم در مقابل اولين آدم(وما)مامور شدند

واذقلناللملائكه اسجدوا لادم فسجدوا....(سوره مباركه بقره/آيه34)

انساني لايق مقام خلافت و جانشيني خدا

چه دوران باشكوهي بود؟

افسوس!

قرار بود كه حاكم باشيم اما...

اكنون محكوميم

محكوم و مطيع آب و نان و لباس و صندلي و حرف مردم و شهرت و شهوت و زينت

افسوس كه امير بوديم و اسير شديم!

 حالا شما قضاوت كنيد؟انصافا متنشون زيبا نبود؟پس بهم حق ميدين كه كپي كنم؟

از وبلاگ خيلي زيباي برادرت حسن كپي كردم اين متن رو،مطالب خيلي مفيدي دارند حتما بريد و از اين وبلاگ ديدن كنيد:

WWW.odo.parsiblog.com

اميدوارم اين برادر بزرگوار بنده حقير رو حلال كنند.

فردا شب جمعه است و درهاي رحمت الهي باز،ما رو از دعاي خيرتان محروم نكنيد.

ياحق


 

نوشته شده توسط قاصدک در چهارشنبه یکم آبان 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


هزار جمعه بی تو گذشت و ما هنوز چشم به راهت هستیم آقا بیا

هو الرحمان الرحيم:

 

اياك نعبد و اياك نستعين:تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو ياري مي جوييم

 

انسان بايد به حكم عقل،بندگي خداوند را بپذيرد.ما انسان ها عاشق كمال هستيم و نيازمند رشد و تربيت، و خداوند نيز جامع تمتم كمالات و رب همه هستي است.اگر به مهر و محبت نيازمنديم او رحمان و رحيم است و اگر از آينده دور نگرانيم،او صاحب اختيار و مالك آن روز است.پس چرا به سوي ديگران برويم؟!عقل حكم مي كند كه تنها بايد او را پرستيد و از او كمك خواست.نه بنده هوي و هوس خود بود و نه بنده زر و زور ديگران.

گفتگو با محبوب واقعي شيرين است.

 

راههاي متعددي در برابر انسان قرا دارد كه او بايد يكي را انتخاب كند:

راه خواسته ها و هوس هاي خود

راه انتظارات و هوس هاي مردم

راه وسوسه هاي شيطان

راه طاغوت ها

راه نياكان و پيشينيان

راه خدا و اولياي خدا

انسان مومن،راه خداوند و اولياي او را انتخاب مي كند كه بر ديگر راهها امتيازاتي دارد:

الف:راه الهي ثابت است،برخلاف راه هاي طاغوت ها و هوس هاي مردم و هوس هاي شخصي كه هر روز تغيير مي كنند.

ب:يك راه بيشتر نيست،در حالي كه راه هاي ديگر متعدد و پراكنده اند.

ج:در پيمودن آن،انسان به مسير و مقصد مطمئن است.

د:در پيمودن آن شكست و باخت وجود ندارد.

انسان هم در انتخاب راه مستقيم و هم در تداوم در آن بايد از خدا كمك بگيرد.مانند لامپي كه روشني خود را هر لحظه از نيروگاه مي گيرد.

 

راه مستقيم يعني ميانه روي و اعتدال و احتراز از هر نوع افراط و تفريط،چه در عقيده و چه در عمل.يكي در عقايد از راه خارج مي شود و ديگري در عمل و اخلاق.يكي همه كارها را به خدا نسبت مي دهد،گويا انسان هيچ نقشي در سرنوشت خويش ندارد و ديگري خود را همه كاره و فعال مايشاء دانسته و دست خدا را بته مي داد.يكي زيارت امان معصوم و شهدا را بدعت مي داند و ديگري حتي به درخت و ديوار متوسل شده و ريسمان مي بندد.

در عمل نيز يكي غيرت نا بجا دارد و ديگري همسرش را بي حجاب به كوچه و بازار مي فرستد.يكي بخل مي ورزد و ديگري بي حساب سخاوت به خرج مي دهد.يكي از خلق جدا مي شود و ديگري حق را فداي خلق مي كند.

اينگونه رفتارها و كردارها انحراف از مسير مستقيم هدايت است.

جالب اينكه ابليس در همين صراط مستقيم به كمين مي نشيند.

در قرآن و روايات نمونه هاي زيادي آمده كه در آنها به جنبه اعتدال تاكيد و از افراط و تفريط نهي شده است.به موارد ذيل توجه كنيد:

در انفاق نه دست بر گردن قفل كن و نه چنان گشاده دستي كن كه خود محتاج شوي.(شوره اسراء،آيه 29)

نماز را نه بلند بخوان و نه آهسته بلكه با صداي متعادل بخوان(سوره اسراء،آيه 110)

نه محبت ها شما را از گواهي حق منحرف سازد(سوره نساء،آيه 35) و نه دشمني ها شما را از عدالت دور كند.(مائده،آيه 8)

 

گرچه نديده ديده ام قامت دلرباي او

دل به درون سينه ام مي تپد از براي او

ديده چو مي نهم به هم در نظرم ايان شود

قامت دلرباي او،چهره آشناي او

                      

يابن الحسن!مولاي مهربانم!

سلام بر تو

در كوچه باغ بي كسي ام،دلتنگ تو ام

آمده ام تا روز ميلادت را تبريك بگويم.

آقا جان مهمان نگاهم شو در يك شب رويايي،بگشاي به روي من يك پنجره زيبايي،فانوس نگاهم را آويخته ام بر در زيرا:

اي وصل بي شكيبم من منتظرم تا  تو بيايي!

 

 

اي كريم!تشنگان ديدار خودت را به جرعه اي از جمال مهدي(عج) مهمان كن.

 

التماس دعاي خير


 

نوشته شده توسط قاصدک در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


گر با غم دوریت نسازم چه کنم؟!

هو الستار العيوب

 

عجب دامگاه شيطان

رسول خدا(ص)فرمودند:

در يك موقعي كه موسي(ع) نشسته بود،ناگاه شيطان نمايان شد كه كلاه رنگارنگي بر سر داشت و چون نزديك موسي رسيد كلاه خود را از سر برداشت و نزد موسي ايستاد و به آن حضرت سلام داد.

موسي گفت:تو كيستي؟

او پاسخ گفت:من ابليسم.

گفت:تويي؟!خدا تو را به كسي نزديك نسازد.

گفت:من آمدم به شما سلام كنم،به خاطر مقامي كه نزد خدا داري.

پيامبر(ص)فرمود:موسي به او گفت:اين كلاه چيست؟

ابليس گفت:با آن دل مردم را مي ربايم.

موسي به او گفت:به من خبر ده از گناهي كه چون آدمي زاده انجام دهد،تو بر او مسلط مي شوي؟

پاسخ داد:زماني كه خودبين شود و كار خود را فزون شمارد و گناهش در چشم او كوچك جلوه كند.

پيامبر خدا(ص) مي فرمايند:خداي عزوجل به داوود وحي فرمود:اي داوود!گناهكاران را مژده بده، و صديقان را بيم بده!

عرض كرد:چگونه به گناهكاران مژده بدهم و به صديقان بيم دهم؟

خداوند سبحان فرمودند:اي داوود!به گناهكاران مژده بده كه من توبه پذيرم و از گناه در گذرم و به صديقان بيم بده كه مبادا به كردار خود عجب كنند و خودبين شوند،زيرا من هيچ بنده اي را پاي ميز حساب نكشم جز آنكه هلاك شود.

 

سلام خوبان

از اينكه اينقدر دير به دير آپ مي كنم خيلي شرمنده ام، از تمام دوستاني كه لطف مي كنند و من و اين كلبه درويشي ام رو فراموش نمي كنند و با نظراتشون دلم رو شاد مي كنند خيلي ممنونم و معذرت مي خوام كه دير به دير به وبلاگ عزيزان سر مي زنم.از خداوند سبحان براي تمامي عزيزان آرزوي سلامتي و زندگي خوب دارم،روزهاي بسيار عزيزي در راه است.روزها و شبهاي زيباي اعتكاف،شب راز و نياز با معبود،چشيدن شيريني مناجات.

 

خداوندا!توفيق شركت در مراسم اعتكاف را به ما عنايت فرما

 

 

گرچه نديده ديده ام چهره دلرباي او

دل به درون سينه ام مي تپد از براي او

ديده چو مي نهم به هم در نظرم عيان شود

قامت دلرباي او،چهره آشناي او

 

مولاي من،سلام

مهدي جان!

سوالي ساده دارم از حضورت!آيا زنده ام وقت ظهورت؟

اگر تو آمدي من رفته بودم،اسير ماه و سال و هفته بودم!

دعايم كن دوباره جان بگيرم

بيايم در حضور تو بميرم.

آقا جان!يابن الحسن!

شما را به جان مادرت،آن مادر غم پرورت ما را مراني از درت.

 

و در آخر عزيزان دل!

پاك باشيم،پاك فكر كنيم و پاك عمل كنيم،بي گمان سرنوشتمان هم پاك خواهد شد.

التماس دعا خواهران و برادران عزيزم

يا حق


 

نوشته شده توسط قاصدک در دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


کجاست آنکه جهان چشم به راه او دوخته تا کژی و ناراستی را راست گرداند؟

هوالستار العيوب

 

از اميرالمومنين علي(ع) روايت شده است كه كسي در حضور ايشان گفت:استغفرالله.حضرت فرمود:مادرت به عزايت بنشيند آيا مي داني استغفار چيست؟استغفار مرتبه برتران است و آن اسمي است كه بر شش معنا ثابت گرديده است:

اول:پشيماني بر آنچه كه گذشته است

و دوم:عزم و قصد جزمي نمودن بر اينكه هرگز به سوي گناه بازنگردد

و سوم:اينكه حقوق مردم را كه در اثر گناه تو ضايع گرديده است به آنان بازگرداني تا اينكه خداوند عزوجل را با رويي تابناك ديدار كني و برگردن تو گناهي نباشد

و چهارم:اينكه به سوي هر امر واجبي كه بر گردن تو بوده و آن را ضايع ساخته اي مصمم شوي و حق آن را به جا آوري

و پنجم:اينكه تصميم جدي بگيري كه آن گوشتي را براساس حرام بر بدن تو روييده است با حزن و اندوه بگدازي تا آنجا كه پوست به استخوان بچسبد و بين آن دو گوشتي جديد برويد

و ششم:اينكه بر بدن خود سختي طاعت و بندگي را بچشاني همانگونه كه شيريني معصيت را به او چشانده بودي،پس در اين هنگام است كه مي تواني بگويي:استغفرالله(مرتبه برتر استغفار پس از طي اين مراحل)

 

سلام بر شما عزيزان

از تمام عزيزاني كه به وبلاگ بنده حقير لطف داشتن و منو از نظرات پر محتوايشان بهره مند كرده اند خيلي سپاسگذارم...

و پوزش مي طلبم از عزيزاني كه كامنت گذاشتن و من به خاطر مشغله اي كه داشتم توفيق پيدا نكردم كه از مطالب اين دوستان استفاده كنم،اميدوارم منو بخشيده باشيد.

يا علي رفتم بقيع اما چه سود؟هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود.ياعلي قبر پرستويت كجاست؟آن گل صدبرگ خوش بويت كجاست؟هرچه باشد من نمك پرورده ام ، دل به عشق فاطمه خوش كرده ام

شهادت بانوي دو عالم حضرت زهرا(س) بر شما عزيزان مومن تسليت باد.

 

درد دلم با پروردگار رب العالمين:

 

 درد من،طبيب من،دواي من،خداي من

بردرخانه تو،هديه ناقابل من

ذكر من،ناله من،دعاي من،خداي من

اين تو و كرامت و بزرگي و عنايتت

اين من و جرم من و خطاي من خداي من

تو مرا صدا زدي بنده من بنده من

من تو را صدا زنم خداي من خداي من

ربنا اغفر لنا نداي من، خداي من

جز تو كس خبر ندارد اي باخبر از راز همه

خبر از گريه بي صداي من،خداي من

به علي قسم مرا به صاحب الزمان ببخش

كه بود امام و مقتداي من،خداي من

 

مرا در لحظات ناب راز و نياز عاشقانه در كنج دل شكسته اتان جاي دهيد.

نيازمند دعاي خيرتان هستم فراموشم نكنيد.

ياحق


 

نوشته شده توسط قاصدک در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


نیایش با خدا با شوق و رغبت لذتی دارد!

بسم رب الحسين(ع)

 

سلام بر شما خوبان

ايام سوگواري بانوي دو عالم خانم فاطمه زهرا(س) تسليت باد.

 

 

برگزيده اي از بحارالانوار

رعايت حجاب در نزد نابينا!

ام سلمه نقل مي كند:

در محضر پيامبر اكرم(ص) بودم.يكي از همسرانش به نام ميمونه نيز آنجا بود.در اين هنگام،شخصي كه نابينا بود به حضور رسول خدا(ص) آمد.پيامبر به من و ميمونه فرمودند:

حجاب خود را در برابر اين نابينا رعايت كنيد!

پرسيدم:اي رسول خدا!آيا او نابينا نيست؟بنابراين حجاب ما چه معني دارد؟

پيامبر(ص) فرمود:آيا شما نابينا هستيد؟آيا شما او را نمي بينيد؟زنان نيز بايد چشمانشان را از نامحرم ببندند.

 

قطعه گم شده اي از پر پرواز كم است

           

                           يازده بار شمرديم ولي باز كم است

 

اين همه آب كه جاريت نه اقيانوس است

 

                           عرق شرم زمين است كه سرباز كم است

 

يابن الحسن!

اينجا كسي به بيعت تو سر نمي دهد والشمس والضحي

مي ترسم از زمانه!

آقا جان من بدم،به خاطر دل من نه

به خاطر دل مادرت زهرا(س) ظهور كن

 

آن لحظه كه قلبت به خدا نزديك است،آن لحظه كه ديده ات ز اشكي خيس است،ياد آر كه سخت محتاج دعايت هستم.

يا حق


 

نوشته شده توسط قاصدک در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


اي اثر بخش دعا تو دعا كن كه سرآيد دگر اين غيبت كبري بابي انت و امي!

اعوذبالله من نفسي و من الشيطان الرجيم

گريه پيامبر(ص):

رسول خدا(ص) شبي در خانه همسرشان ام سلمه بود.نيمه شب از خواب برخاست و در گوشه تاريكي مشغول دعا و گريه زاري شد.

ام سلمه كه جاي رسول خدا(ص) را در رختخوابش خالي ديد،حركت كرد تا ايشان را بيابد.متوجه شد رسول اكرم(ص)در گوشه خانه،جاي تاريكي ايستاده و دست به سوي آسمان بلند كرده اند.در حال گريه مي فرمود:

خدايا آن نعمت هايي كه به من مرحمت نموده اي از من نگير!

مرا مورد شماتت دشمنان قرار مده و حاسدانم را بر من مسلط نگردان!

خدايا!مرا به سوي آن بدي ها و مكروه هايي كه از آنها نجاتم داده اي برنگردان!

خدايا!مرا هيچ وقت و هيچ آني به خودم وامگذار و خودت مرا از همه چيز و از هرگونه آفتي نگهدار!

در اين هنگام،ام سلمه در حالي كه به شدت مي گريست به جاي خود برگشت.پيامبراكرم(ص) كه صداي گريه ايشان را شنيدند به طرف وي رفتند و علت گريه را جويا شدند.

ام سلمه گفت:يا رسول الله گريه شما مرا گريان نوده است.چرا مي گرييد؟وقتي شما با آن مقام و منزلت كه نزد خدا داريد اينگونه از خدا مي ترسيد و از خدا مي خواهيد لحظه اي حتي به اندازه يك چشم به هم زدن به خودتان وانگذارد،پس واي بر احوال ما!

رسول خدا(ص)فرمودند:چگونه نترسم و چه طور گريه نكنم و از عاقبت خود هراسان نباشم و به خودم و به مقام و منزلتم خاطر جمع باشم در حالي كه حضرت يونس(ع) را خداوند لحظه اي به خود وامگذاشت و آمد بر سرش آنچه نمي بايست.

 

نجوايي با مهدي صاحب الزمان(عج)

آقا دل خسته ايم

از غم هجر تو همچون مرغي بال و پر بشكسته ايم

آقا ،مهربانم!برگهاي وجودم پر از اضطراب آمدن باد است

يابن الحسن!رها شديم رها چون روح بي جسد،نه با توييم نه بي تو!چه روزگار بدي!

آقاجان مولايم از دنياي بي تو مي ترسم،مانند طفلي مي ترسم

مهمان نگاهم شو در يك شب رويايي ، بگشاي به روي من يك پنجره زيبايي،فانوس نگاهم را آويخته ام بر در،من منتظرم زيرا گفته اند تو مي آيي!

مولاي من،گل نرگسم دلم بدجوري گرفته!دلم از اين همه بي عدالتي،از اين همه بي ديني و بي ايماني گرفته،دلم از اين همه گناه گرفته!دلم از اين همه ريا گرفته!

مولاجان تا كي بايد منتظربمونيم؟

مهدي جان اي همه ي بود و نبودم

اي همه زندگيم

بيا و رخ بنما!

مي دانم قلبي پر درد داري مولا جانم...من به فداي قلب نازنينت آقا!بيا

 

ياعلي...التماس دعا


 

نوشته شده توسط قاصدک در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


آموختن زيباست و به كاربردن آموخته بسي زيباتر

سلام

از همه عزيزاني كه به كلبه درويشي قاصدك لطف دارند و با نظرات پرمحتوايشان اين حقير را بهره مند مي كنند بي نهايت سپاسگذارم.اين پستم ادامه پست قبلي هست(هنر همسرداري از ديدگاه اسلام2)،اميدوارم اين مطالب مورد استفاده شما عزيزان قرار بگيرد.

 

پرهيز از حرمت شكني

هر زن و شوهر براي خود شخصيت و حرمتي قائل اند و بايد آن حريم را حفظ كنند.زن و شوهر از حرمت شكني بدشان مي آيد و هر كدام دوست دارند حرمت همديگر را حفظ كنند.

رسول اكرم(ص) مي فرمايند:مسلمان كسي است كه مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند.

يكي از رازهاي موفقيت زندگي زناشويي،خوب گوش دادن به سخن يكديگر است زيرا هر كدام از زن و شوهر دوست دارند وقتي سخن مي گويند شنونده با دقت،حرف هاي آنها را گوش كند.

هنگامي كه شوهر لب به سخن مي گشايد خانم فهميده و عاقل بايد صبور باشد تا سخن او تمام شود و به سخنان او گوش فرادهد و اگر نياز به پاسخ هست جوابش را بدهد و اگر سخن شوهرش درست بود و حتي اگر بر كار همسرش انتقادي داشت بپذيرد و اگر شوهرش اشتباه كرده با بياني منطقي و نرم اشتباه او را گوش زد نمايد و همچنين اگر همسرش سخن مي گويد شوهرش بايد گوش دهد و بعد پاسخ بگويد.

بدخلقي صفت بسيار زشتي است كه زندگي انسان را تيره و تار كرده و صفا و صميميت را از خانه دور مي كند.

يكي از خصلت هاي خوب زن اين است كه وقتي خشمگين شد يا شوهرش بر او خشم گرفت به شوهرش بگويد:

دستم را در دست تو مي گذارم و خواب را به چشم نمي دهم تا وقتي كه از من راضي شوي.

مولا علي (ع) زكات زيبايي را پاكدامني و عفت زنان دانسته اند.

زن همواره در فراز و نشيب هاي زندگي يار وفادار و معاون صديق شوهرش مي شود و در كارهاي شايسته او را تشويق نموده و از ارتكاب ناروا باز مي دارد.

رسول اكرم(ص) مي فرمايند:هر زني شوهرش را براي رفتن به زيارت مكه ،جهاد،تحصيل علم ياري نمايد خداوند به اندازه ثواب زن حضرت ايوب(ع) به اين زن رحمت مي فرمايد.

نكته مهم:عشق و محبت در قلب كافي نيست بايد آن را علني ساخت تا كانون خانواده گرم تر گردد.

اطاعت زن از شوهرش علاوه بر اينكه وظيفه دنيوي است بلكه عمل عبادي است و ثواب فراواني بر آن مترتب مي شود.

رسول اكرم(ص) مي فرمايند:شايسته است كه زن چراغ خانه را روشن كند و چون شوهرش به خانه آمد تا نزديك در خانه از او استقبال نمايد و به او خوش آمد بگويد و با آوردن آب و حوله به شوهر خود در شستشوي دستهايش به او كمك كند و بدون جهت از انجام خواسته هاي او امتناع ننمايد.

احترام گذاشتن همسر باعث مي شود شوهرش دوستش داشته باشد و به او احترام بگذارد.

 

 

شنيديد مي گن از محبت خارها گل مي شود؟!پس بياييد زندگي را با طعم زيباي محبت بچشيم و از آن لذت ببريم.

 

شب جمعه است و شب راز و نياز با معبود،شبي است كه خداوند سبحان درهاي رحمت الهي را به روي بندگانش مي گشايد،در اين شب پر فضيلت ما را هم از دعاي خيرتان محروم نكنيد.

ياعلي...التماس دعا 


 

نوشته شده توسط قاصدک در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


معنویت موجب تداوم زندگی و خوشبختی واقعی است

هوالمحبوب

 

سلام بر شما خوبان

می خوام توی این پستم براتون از هنر همسرداری از ديدگاه اسلام بنویسم،اگه خوب بود و خوشتون اومد اين بحث رو توي پستهاي بعدي هم ادامه مي دم.منتظر نظرات شما دوستان مهربانم هستم.

 

زوجهاي جوون و آقا پسرها و دختر خانم هاي گل در زندگي بيشتر از ماديات به معنويات توجه كنيد!

 

رسول اكرم(ص)مي فرمايند:خدمت به همسر بدون اينكه بر او منتي گذاشته شود كفاره گناهان است و خشم خداوند را خاموش مي كند.

مهرورزي يك حالت قلبي است كه در كردار و رفتار و گفتار شما تجلي مي يابد،گاهي به صورت يك لبخند و اشاره و گاه به شكل گريه يا به صورت يك سخن محبت آميز يا در قالب كمك مادي و معنوي وغيره نمود پيدا مي كند.اميرمومنان(ع) مي فرمايند:مهرباني كن تا مهرباني ببيني.

چنان كه تشكر،سبب محبت است.عذرخواهي هم موجب محبت نسبت به همسر مي شود.چون محبت و صفا پايه و اساس زندگي است.چه بسا با يك معذرت خواهي كدورت هاي مختلف زدوده مي شود و زندگي شيرين تر از اول مي شود.

البته به اين نكته توجه داشته باشيد كه عذر خواهي بعد از خطا و اشتباه در زندگي بايد همراه با صفت سريع الرضا باشد.اگر مردي فكر كند كه عذرخواهي سريع از مقام و شخصيت او مي كاهد اشتباه بزرگي مي كند و اين فرمان هواي نفس و شيطان است.

چنان چه مرد عذرخواهي نمود همسر بايد بپذيرد.چنان كه حضرت علي(ع) فرمودند:

بدترين مردم كسي است كه معذرت خواهي ديگران را نپذيرد و از خطايشان در نگذرد.

نكته:مرد نبايد زودباور و ساده لوح باشد و همسرش را مورد آزار و اذيت قرار دهد.چه بسا افرادي هستند كه به خاطر حسادت و كينه توزي و انتقام گرفتن از مرد،بدگويي مي كنند و مرد نبايد اين بدخواهان و بدگويان را گوش دهد چون ممكن است به دروغ سخني گفته باشد.

رسول اكرم(ص) مي فرمايند:هر مردي كه براي خود همسري اختيار كرد بايد در احترام نمودن و گرامي داشتن او بكوشد،خطاي زن را در پيش فرزندان بازگو نكنيد و حتي اگر فرزندان شما خطاي مادرشان را يادآوري كردند،شما بايد ذهن بچه ها را از اين باب آسوده سازيد و احترام مادر را در دل ايشان استوار گردانيد.البته بر مادر نيز فرض است كه احترام پدر را هميشه به خاطر فرزندان بياورد.

مردان بايد از زنان نامحرم چشم بپوشند و جز به همسر خويش به ديگري نظر نيافكند.

چون نگاه به دنبال نگاه بذر شهوت را در قلب مي كارد و اين تير زهرناك از تيرهاي شيطان است كه باعث حسرت مي شود.

نكته مهم اين كه:مرد نبايد با زنان نامحرم شوخي كند و با آنها به گرمي وارد سخن بشود.چون با ديدن اين صحنه توسط همسرش او نسبت به زندگي دلسرد مي شود و آينده زندگي را به خطر مي اندازد.

رسول اكرم(ص) مي فرمايند:

كسي كه نگاه بد به زن نامحرم كند خداوند در روز قيامت چشمان او را به وسيله ميخ هاي آتشي و آتش پر مي كند بين مردم حكم كند و پس او را در جهنم مي اندازد.

رسول خدا(ص) روزي به منزل اميرالمومنين(ع)شريف بردند و ايشان را در حال پاك كردن عدس يافتند،از اين كار بسيار شاد شدند و فرمودند:

يا علي!كسي كه در منزل به زنش كمك كند ثواب حج عمره دارد.

همكاري شوهر در خانه يك نوع محبت به همسر تلقي مي شود و اين گفته امروزي ها كه زن ذليل هستي بسيار جمله نادرستي است.

 

منتظر نظرات دوستان خوب و مومنم هستم

التماس دعا...يا حق


 

نوشته شده توسط قاصدک در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


زمزمه نام شما ای گل ناز فاطمه تموم دلخوشیم شده!

بسم رب المهدی(عج)

يا بن الحسن!

نامت چنان معطر است كه از آه هاي عاشقانه ام در فراغت، كامم و كلامم و كاشانه ام پر از نسيم هاي روح افزايي است كه از تمام باغ هاي جهان معطرتر است،يادت به مهري چنان پر طنين و شگفت انگيز پيچيده است كه در حيرتم به دامان گرم عشق بيفتم يا به صحراي بي كرانه؟! ذكرت محبوبم در سينه باد چنانكه آب در كام ماهي و نسيم در آغوش مرغهاي مهاجر.

خبر آمد خبري در راه است

سر خوش آن دل كه از آن اگاه است

شايد اين جمعه بيايد شايد

پرده از چهره گشايد شايد

آقا بيااااااااا

مهدي جان بيا......

كاش كه اين فاصله را كم كني

محنت اين غافله را كم كني

اباصالح بيا....

گل نرگسم بيا؟؟!!

نام تو بردم لبم آتش گرفت

نام تو آرامه ي جان من است

پرده بر انداز به چشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم

اي نفست يار و مددكار ما ، كي و كجا وعده ديدار ما؟

يابن الحسن ز قطره قطره اشكم ببنين كه بوي تو مي آيد

دو دست خسته و لرزانم به سمت و سوي تو مي آيد

آقاجانم دلم هواي جمكرانتو كرده...مولاي من كجايي؟؟؟

آقا جون

هر جمعه به جاده آبي نگاه مي كنم و در انتظار قاصدكي مي نشينم كه قرار است خبر گامهاي تو را برايم بياورد،گامهاي استوار و دستهاي سبزت را.

اگر بيايي، چشمهايم را سنگ فرش راهت خواهم كرد.

 

شب جمعه است و شب راز و نياز با معبود

شب اشك و شب سوز و گداز ، شب العفو العفو به درگاه الهي

شب زيارت آقا امام حسين(ع) از دور يا نزديك...

السلام عليك يا ثاراالله

السلام عليك يا اباعبدالله الحسين(ع)

 

اگر دلتان لرزيد و بغضتان تركيد كسي اينجا محتاج دعاست.

يا حق


 

نوشته شده توسط قاصدک در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت


بخشش و عشق ورزیدن

بسم الله الرحمان الرحيم واياه نستعين

 

سلام به همه دوستهاي گلم

اين آخرين پستم در سال 86 هست كه آپ مي كنم.

به لطف و عنايت خداوند سبحان سال 86 سال بسيار خوبي بود، خوبي ها و قشنگي ها خيلي زياد بود  هر چند اين اواخر پيش آمدهاي ناخوشايندي برام پيش اومد اما به همراه اين بدي ها به خيلي از خوبي ها رسيدم.

پروردگارا!قدرت ذات سبحاني توست كه از باطن مرا به شكوفائي وامي دارد،براي رشد و اعتلايم به ذكاوت ، دانايي و توان تو چنگ مي اندازم،استعانت از هوش لايتناهي تو هدايتگر من براي رسيدن به قله هاي رفيع سرافرازي و بهروزي است.

تو را سپاس مي گويم...

 

همه اين روزها مشغول خونه تكوني هستند و خونه هاشون رو با كمك خانواده تميز مي كنند و خونشون رو براي سال جديد آماده مي كنند چه خوبه كه دلهامون رو هم گردگيري كنيم و همه بدي ها و كينه ها رو كنار بذاريم و با دلي پاك به استقبال سال جديد بريم.

بخشش خيلي شيرينه...

من همين الان پيش همه شما با صداي بلند داد مي زنم همه رو بخشيدم و از هيچ كس هيچ كينه و ناراحتي ندارم همه رو مي بخشم تا خدا هم منو ببخشه.

قشنگي اين روزها برام اينه كه عروسي خواهرمه.درسته سرمون خيلي شلوغ شده اما خيلي روزهاي شيريني هست واسمون. ديشب بله برونش بود و خونمون پر مهمون.

دامادمون خيلي خوش اخلاق و مهربون و مومنه.خدا حفظش کنه

خداجونم همه جوانها رو خوشبخت كن، آبجي گل و مهربون من هم همين طور.

آخرين پست در سال 86 رو با عنوان حجاب در اسلام تقديم مي كنم به همه عزيزاني كه به من و به اين كلبه درويشيم لطف دارند.

 

 

كلمه ي حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حجاب يا حاجب . بيشتر استعمال آن به معني پرده است . ان كلمه از آن جهت به اين مفهوم مي باشد كه پرده وسيله ي پوشش است و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت ، هر پوششي حجاب نيست ، آن پوششي حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت مي گيرد . استعمال كلمه ي حجاب در مورد پوشش زن يك  اصطلاح نسبتاً جديد است . در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها چه در كتاب الصلوه و چه در كتاب النكاح كه معترض اين مطلب شده اند ، كلمه " ستر " را به كار برده اند نه كلمه حجاب را .

وظيفه پوشش كه اسلام براي زنان مقرر كرده است بدين معني نيست كه از خانه بيرون نروند . پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمايي نپردازد . آياتي كه در اين باره هست ، چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب ، حدود پوشش و تماس هاي زن و مرد را ذكر كرده است بدون آنكه كلمه حجاب را به كار برده باشد . تنها آيه اي كه كلمه ي حجاب در آن به كار رفته مربوط به زنان پيغمبر اسلام (ص) است . مي دانيم كه در قرآن كريم درباره ي زنان پيغمبر (ص) دستورهايي وارد شده است . اسلام عنايتي داشته كه زنان پيامبر (ص) چه در زمان حيات آن حضرت و چه بعد از وفات ايشان در خانه هاي خود بمانند . و دليل آن بيشتر در جهت منظورهاي اجتماعي و سياسي بوده است .

از نظر من حجاب خيلي خوبه و من خودم به اين نتيجه رسيدم كه:

حجاب محدوديت نيست مصونيت است.

 

دوستان عزيزم براي همه در سال جديد آرزوي موفقيت مي كنم و اميدوارم سالي به دور از گناه و معصيت رو آغاز كنيد.سر سفره هفت سين وقتي دعاي يا مقلب القلوب و الابصار ... رو زمزمه مي كنيد من رو هم فراموش نكنيد بسيار نيازمند دعاي خير شما عزيزان هستم.

برای ظهور مولایمان بسیار دعا کنید.

 

التماس دعا...يا حق


 

نوشته شده توسط قاصدک در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


دلم سفري مي خواهد كه بوي عشق دهد!

هو الرحمان

 

سلام…امروز مي خوام درباره امتحان و آزمايش الهي براتون بنويسم…

 

 

امام محمد باقر (ع) مي فرمايند:

همانا مومن در اين دنيا هر مقداري كه دين و ايمان داشته باشد به همان اندازه مورد امتحان و آزمايش قرار مي گيرد.

در حديث وارد شده است:ان الله اذا أحبّ عبدا غته بالبلاء غتا

خداوند وقتي كه بنده‌اي را دوست بدارد، او را در شدايد غرق مي‌كند.

يا وارد شده كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) حاضر نبود از غذاي كسي تناول كند كه هيچ وقت شدت و سختي و گرفتاري به سراغ او نيامده است. ايشان اين حالت را علامت عدم قابليت او و دور بودن او از خدا مي‌دانست.

پس اينگونه امور را نبايد خشم و قهر شمرد، لطف است در شكل قهر و خير است در صورت شر و نعمت است در مظهر نقمت.

سماعه به نقل از امام صادق(ع) گفت كه آن حضرت از امام علي(ع) فرمود:" همانا در كتاب علي(ع) آمده است كه همانا سخت ترين مردم از لحاظ بلا پيغمبران اند. سپس جانشينان آن ها. پس نيكوكارتران و نيكوكارتران؛ و همانا اين گونه است كه مؤمن به اندازه كارهاي نيكويش مبتلا مي گردد. پس هر كس كه دين او درست و كار او نيكو باشد، بلاي او هم سخت خواهد گرديد، و اين بدان خاطر است كه خداوند متعال دنيا را نه ثوابي از براي مؤمن قرار داده و نه مجازاتي براي كافر؛ و كسي كه دينش اندك و عقلش ضعيف است، بلاي او هم اندك خواهد بود، و همانا سرعت بلا به سوي مؤمن پرهيزكار تندتر از باران به سوي آرامگاه زمين است."

اين نكته را بايد دانست كه نفوس انسان ها در ابتداي ظهور و تعلق به بدن ها بالقوه شامل تمام علوم و كمالات است و به مرور زمان ادراكات ضعيف در او ايجاد مي شود مانند لمس كردن و ديگر حواس ظاهري، و سپس ادراكات باطني در او ايجاد مي گردد، و اگر تحت تأثيراتي قرار نگيرد، ميل به زشتي در آن ايجاد مي گردد، تا جايي كه به حيواني درنده و شيطاني غريب تبديل خواهد شد!

براي جلوگيري از اين كار خداوند متعال دو مربي( مربي باطني يعني عقل، و مربي ظاهري يعني پيامبران) را براي تربيت آنها قرار داده است و اين دو مربي بدون كمك به يكديگر نمي توانند مؤثر واقع شوند. اين دو نعمت بزرگ را خداوند متعال اسباب تميز انسان ها از يكديگر و اسباب امتحان آنها از هم قرار داده است. امام صادق(ع) فرمود:" حتمي است براي مردم كه خالص شوند و امتحان گردند و از يكديگر تميز داده شوند و غربال گردند و مردمان بسياري در غربال استخراج شوند."بر اساس روايات مختلف روشن مي شود كه هر بخشش و توسعه اي و هرمنعي و هر امر و نهي اي براي امتحان است؛ و نيز برانگيخته شدن پيامبران و ارسال كتاب هاي آسماني براي جدا شدن بدكاران از نكوكاران و بدبختان از خوشبختان است، تا در اين امتحان حجت الهي بر مردم تمام شود، زيرا خداوند به همه چيز آگاه است.

 

قال المهدي(عج):

بايد هر يك از شما آنچه تو را به محبت و دوستي ما نزديك مي دارد به جا آورد و از آنچه او را به كراهت و خشم ما نزديك مي نمايد دوري كند.

بحارالانوار/ج۵۳/ص۱۷۵/ح۵

 

اي گل زهرا كه جهان مست توست!‌‌‌

عرصه و اقليم جهان دست توست!

شيفته ماه رخت اين دلم

مستم و از عشق تو ديوانه ام

بر رخ زيباي تو پروانه ام

يك دم از آن حجله برون آ گلم

گوشه چشمي بنما بر دلم

ظلمت و جهل بشري حاكم است

حق و عدالت به ميان غايب است

ماه من از پرده در آ جلوه كن

روح جهان را به رخت تازه كن

 

اللهم عجل لوليك الفرج

يا حق


 

نوشته شده توسط قاصدک در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


خدا را بندگی کردن به خلوت لذتی دارد!

بسم رب الحسين(ع)

 

وقتي انسان نماز مي خواند شيطان از او دور مي شود به خصوص اگر سجده نماز طولاني باشد شيطان از روي ناراحتي فرياد مي كشد.

 

صداقت از ارزشمندترين ويژگي هاي يك انسان كامل است.

صداقت نيت پاك انساني را عيان مي كند كه مشتاق سعادت است.

 

امام علي(ع) مي فرمايند:

راستي قوي ترين ركن ايمان است.

 

امام كاظم(ع ) مي فرمايند:

كسي كه زبانش راست بگويد كردارش پاك مي شود.

 

صداقت از نگاه بزرگان:

 

1- كسي از رسول خدا پرسيد:عملي كه انسان را بهشتي مي كند چيست؟

فرمود:راستگويي،زيرا هنگامي كه انسان راست بگويد نيكوكاري مي كند و هنگامي كه نيكوكاري كند ايمان آورده و هنگامي كه ايمان بياورد،داخل بهشت مي شود.

عرض كرد:يا رسول الله!عملي كه انسان را دوزخي مي كند چيست؟

فرمود:دروغ است،هنگامي كه دروغ بگويد كار بد انجام مي دهد و هنگامي كه كار بد انجام دهد كافر شود و داخل دوزخ مي گردد.

 

2- فرزند عارف بزرگ شيخ محمد جواد انصاري همداني نقل مي كند كه يك روز يك بازاري خدمتشان آمد و گفت:يك تيرگي در من ايجاد شده و نمي توانم نمازم را با توجه بخوانم.براي اصلاح آن چه كنم؟

ايشان فرمود:براي اين است كه در فلان معامله اي كه كردي دروغ گفتي!برو استغفار كن و آن را جبران كن.

 

ما درس صداقت و صفا مي خوانيم

        

                                           آئين محبت و وفا مي دانيم

 

زين بي خردان سفله اي دل!مخروش

 

                                           كانها همه مي روند و ما مي مانيم!

 

امشب شب اربعين حسيني است.دلهايمان را راهي كربلا كنيم و به آقا سيد الشهدا عرض ادب و ارادت كنيم،با خلوص نيت روحمان را به كربلا بفرستيم:

 

 

السلام عليك يا ثارالله

السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين

 

حسينا گمرهان را رهنمائي       

در اين عالم تو مصباح هدائي

حسينا كشتي جان و دلم را      

به طوفان بلا خود ناخدائي

حسينا اين فقير دل شكسته

بود محتاج لطفي و دعائي

حسينا باكم از محشر نباشد

كه دارم چون تو جانان آشنائي

 

به هنگام ريختن اشك عشق براي غافله سالار عشق آقا اباعبدالله الحسين(ع) التماس دعاي عاشقانه


 

نوشته شده توسط قاصدک در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت