|
مردي خدمت امام حسين(ع) رسيد و عرض كرد كه شخص گنه كاري هستم و نمي توانم خود را از معصيت نگه دارم، لذا نيازمند نصايح آن حضرت مي باشم.امام(ع) فرمود: پنج كار را انجام بده، بعد هر گناهي مي خواهي بكن! اول:روزي خدا را نخور،هر گناهي مايلي بكن! دوم:از ولايت خدا خارج شو،هر گناهي مايلي بكن! سوم:جايي را پيدا كن كه خدا تو را نبيند،سپس هر گناهي مي خواهي بكن! چهارم:وقتي ملك الموت براي قبض روح تو آمد اگر توانستي او را از خودت دور كن و بعد هر گناهي مي خواهي بكن! پنجم:وقتي مالك دوزخ تو را داخل جهنم كرد، اگر امكان داشت داخل نشو و آنگاه هر گناهي مايلي انجام بده! بارالهي!اكنون چه كسي مرا از عذاب تو مي رهاند و چنگ به دامان كه بزنم اگر دست مرا قطع كني... واي بر من!هر چه عمرم طولاني شود گناهم بيشتر مي گردد و توبه نمي كنم.آيا وقت آن نرسيده كه حيا كنم؟ اي منتهاي آمال و آرزوها!آيا با اين همه اميد و محبتي كه به تو دارم مرا در آتش مي سوزاني؟ آمده ام به درگهت در دل شب دعا كنم به اشك چشم و سوزدل تو را زخود رضا كنم بنده شرمنده منم، كريم بخشنده تويي گر ز درت برانيم روي طلب كجا كنم؟ التماس دعا...يا علي
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت   توسط قاصدک
|
بسم رب الحسین (ع)
به جز حسین(ع) مرا ملجا و پناهی نیست به سوی حق به جز حب او راه رهایی نیست راه نجات حسین (ع) است و دوستی حسین(ع) در این عقیده یقین دارم اشتباهی نیست
امان از ساعتي كه دارم ميرم امان از ساعتي كه من مي ميرم رو پيشونيم عرق سرد مي شينه وقتي كه روح از تنم رفتنيه لحظه جون دادنم به يك طرف وقت غسل و كفنم به يك طرف مي خوابونند توي تابوت اين تن رو مي گيرند زير جنازه من رو صورتم رو به همه نشون مي دن شونه هام رو مي گيرن تكون مي دن سرم و رو خاك غربت مي ذارند رو چشام يه ذره تربت مي ريزند همه اشك از دل غمناك مي ريزند روي سنگ لحدم خاك مي ريزند امان از سوال و اون دو تا ملك سوال و جواب اون دو تا ملك ميگه توي صدف دلت چيه؟ ميگه زود بگو خداي تو كيه؟ يا حسين(ع) قربون كرمت ، قربون حرمت ديگه اونجا تو بايد ياري كني برا عبد رو سياهت كاري كني نكنه اون وقت كه ياري ندارم بگه مولا به تو كاري ندارم؟!
التماس دعا...یا حق
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت   توسط قاصدک
|
|
|