|
بسم رب المهدی(عج) يا بن الحسن! نامت چنان معطر است كه از آه هاي عاشقانه ام در فراغت، كامم و كلامم و كاشانه ام پر از نسيم هاي روح افزايي است كه از تمام باغ هاي جهان معطرتر است،يادت به مهري چنان پر طنين و شگفت انگيز پيچيده است كه در حيرتم به دامان گرم عشق بيفتم يا به صحراي بي كرانه؟! ذكرت محبوبم در سينه باد چنانكه آب در كام ماهي و نسيم در آغوش مرغهاي مهاجر. خبر آمد خبري در راه است سر خوش آن دل كه از آن اگاه است شايد اين جمعه بيايد شايد پرده از چهره گشايد شايد آقا بيااااااااا مهدي جان بيا......
كاش كه اين فاصله را كم كني محنت اين غافله را كم كني اباصالح بيا.... گل نرگسم بيا؟؟!! نام تو بردم لبم آتش گرفت نام تو آرامه ي جان من است پرده بر انداز به چشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم اي نفست يار و مددكار ما ، كي و كجا وعده ديدار ما؟ يابن الحسن ز قطره قطره اشكم ببنين كه بوي تو مي آيد دو دست خسته و لرزانم به سمت و سوي تو مي آيد آقاجانم دلم هواي جمكرانتو كرده...مولاي من كجايي؟؟؟
آقا جون هر جمعه به جاده آبي نگاه مي كنم و در انتظار قاصدكي مي نشينم كه قرار است خبر گامهاي تو را برايم بياورد،گامهاي استوار و دستهاي سبزت را. اگر بيايي، چشمهايم را سنگ فرش راهت خواهم كرد. شب جمعه است و شب راز و نياز با معبود شب اشك و شب سوز و گداز ، شب العفو العفو به درگاه الهي شب زيارت آقا امام حسين(ع) از دور يا نزديك... السلام عليك يا ثاراالله السلام عليك يا اباعبدالله الحسين(ع) اگر دلتان لرزيد و بغضتان تركيد كسي اينجا محتاج دعاست. يا حق
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت   توسط قاصدک
|
|
|